عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
117
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
7 ، الى شاهزاده عبد اللّه 3 ، الى هنديجان 10 ، الى ده ملّا 6 ، الى خلفآباد 13 ، الى هرايه 4 ، الى سويره 4 ، الى ريبندى 3 ، الى غربيّه 65 5 ، الى فلاحيّه 3 ، الى باغ 3 ، الى اهواز 7 فرسخ ؛ و از بندر ديلم الى زيدون 6 فرسخ است و از زيدون الى بهبهان 6 فرسخ و از بهبهان الى شيراز نه منزل است . عصر دوشنبه با جناب نظام السّلطنه رفتيم بهمنى به ديدن نوذر ميرزا در عمارت محمّد على خان باليوز 66 و از آنجا مدّت يك ساعت رفتيم تا خانهء حاجى ابو القاسم امين التّجار . در عرض راه صحبت شد كه تمام عمارات ريشهر و بهمنى سه ربع حقّ و ملك تبعهء خارجه است ، خاصّه انگليس و به هيچوجه ماليات نمىدهند و يك ربع كه عمار [ ا ] ت پست و كهنه است ، ملك تبعهء ايران است . ديگر جوزق « 1 » ديديم كه چهار سال الى پنج سال ثمر مىدهد . در اواخر خيلى كوچك و ضعيف مىشود ، آن وقت مىبرند و از نو مىنشانند و ديگر انگور و انار و انجير چاهى كه در دو ذرعى مىنشانند ، رطوبت از زمين جذب مىكنند و سبز مىشوند و ثمر خوب مىدهند . امروز تلگرامى از جناب امين السّلطان رمزا به جناب نظام السّلطنه آمد كه وزير مختار انگليس شكايت نموده كه تجّار ما در عربستان حكم حبسى را دارند ، ما نگفتيم كه شما با آنها اينطور رفتار كنيد احكام ورقه « 2 » را گفتيم . در جزو « 3 » ملتفت شويد و توجّه نماييد كه تعدّى نكنند . عمارت حاجى ابو القاسم در بهمنى خيلى عالى است . در چهار سمت ساخته ، كرسىدار ، ايوان دو طرف ، با ستونها ، دو طبقه با نردهء آهنين و اطاقهاى « 4 » بزرگ مزيّن با صندلىها و ميز و اسباب چراغ و غيره . چاههاى اوّل خارج شهر را شكرى گويند ( و بعد بندرى ، على غلام ، باغ ملّا ) و آخر پنج چاه است نزديك خانهء حاجى ابو القاسم و حاجى ملك بهمنى است و گويند چاه باغ تكران آبش بهتر است و بعد از آن چاه اندربندر است . صبح سهشنبه [ 8 شعبان ] از خانهء حاجى امين بيرون آمده به عزم تفرّج در صحرا . باغات قونسل انگليس و توابع آنجا را تماشا كرديم . همه سبز و خرّم و مركّبات و انگور و گل و غيره و درخت ياس معطّرى ديدم برگش شبيه نارنج . عمق چاهها 6 الى 8 ذرع و پياز نرگس و صبر زرد 67 و غيره . رفتهرفته رسيديم به قلعهء خرابهء ريشهر كه در كنار دريا افتاده و خندقش از سه
--> ( 1 ) . گياهى كه محصول آن پنبه است . ( 2 ) . مطابق دستورات مندرج در دستخطّ ( 3 ) . ضمنا ( 4 ) . در نسخهء خطّى : اوطاقهاى .